امشب از ایوان دل سویت سلام آورده ام

دل اسیر بند و دل را چون غلام آورده ام . . .

متن کامل شعر در ادامه ی مطلب


برچسب‌ها: شعر ولادت رسول اکرم, وحید محمدی
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه هشتم بهمن ۱۳۹۱ساعت 9:44 توسط وحید محمدی |

ای بقیع :

چشـمان نجیب عشق بی تاب شده

هم ناله ی اشک های مهتاب شده

ای حسرت دیدن تو در سینه ی ما

از غربت تو دل زمین آب شده

*****

از غربت تو اشک دمادم داریم

دائم به لب پنجره شبنم داریم

این درد دل ماست ، خودت می دانی

در خاک مدینه یک حرم کم داریم


برچسب‌ها: شعر سالروز تخریب بقیع, شعر در مورد مدینه و بقیع
+ نوشته شده در شنبه چهارم شهریور ۱۳۹۱ساعت 17:37 توسط وحید محمدی |

برای واژه به واژه وضو گرفتم باز

نزول سوره ی باران دوباره شد آغاز

 

چه می شود ز تو گفتن ، چه می توان خواندن

برای کشف تو باید به چلّه ها ماندن

 

کنار پای تو باید به پیش تو خم شد

مقیم هر نفست شد که باز محرم شد

 

نشسته ام بنویسم تمام واقعه را

کلام عاشقی نقره فام واقعه را

 

در آسمان تو آن شب ستاره می خندید

درون چشم تو برقی عجیب را میدید

 


برچسب‌ها: شعر عید مبعث, شعر بعثت حضرت رسول
ادامه مطلب
+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم خرداد ۱۳۹۱ساعت 19:24 توسط وحید محمدی |