سروده های آیینی وحید محمدی
امشب از ایوان دل سویت سلام آورده ام دل اسیر بند و دل را چون غلام آورده ام . . . متن کامل شعر در ادامه ی مطلب ای بقیع : چشـمان نجیب عشق بی تاب شده هم ناله ی اشک های مهتاب شده ای حسرت دیدن تو در سینه ی ما از غربت تو دل زمین آب شده ***** از غربت تو اشک دمادم داریم دائم به لب پنجره شبنم داریم این درد دل ماست ، خودت می دانی در خاک مدینه یک حرم کم داریم برای واژه به واژه وضو گرفتم باز نزول سوره ی باران دوباره شد آغاز چه می شود ز تو گفتن ، چه می توان خواندن برای کشف تو باید به چلّه ها ماندن کنار پای تو باید به پیش تو خم شد مقیم هر نفست شد که باز محرم شد نشسته ام بنویسم تمام واقعه را کلام عاشقی نقره فام واقعه را در آسمان تو آن شب ستاره می خندید درون چشم تو برقی عجیب را میدید باز هم از تبار آینه ها دسته گل های ناب آمده است جام هایی پر از شراب طهور گل نگویم ، گلاب آمده است آسمان را قرار در دل نیست مکه در التهاب آمده است در مدینه گلی ز گلزار حضرت بوتراب آمده است مکه دل ها دوباره روشن شد نور ختمی مآب آمده است در مدینه ستون فقه علی کافران را جواب آمده است *** در گشا ای رسول رحمت حق یک گدا از تبار سلمانم من گنه کرده ام قبول آقا هرچه باشم ولی مسلمانم حب و عشق علیست ای آقا محور عشق و دین و ایمانم قصه ی مرتضی و کیسه و شب من یکی از همان یتیمانم تا نفس دارم ای حبیب خدا در این خانه ی تو می مانم حق زهرا نگاه لطفی کن هر چه باشد ولی مسلمانم
برچسبها: شعر ولادت رسول اکرم, وحید محمدی
:ادامه مطلب:![]()
برچسبها: شعر سالروز تخریب بقیع, شعر در مورد مدینه و بقیع![]()

برچسبها: شعر عید مبعث, شعر بعثت حضرت رسول
:ادامه مطلب:![]()
![]()
| قالب جديد وبلاگ دکتر عباسي |


